سفارش تبلیغ
صبا

آب کم جو تشنگی آوربدست.

هر کجا دردی دوا آنجا رود

هر کجا فقری نوا آنجا رود

هر کجا مشکل جواب آنجا رود

هر کجا کشتیست آب آنجا رود

آب کم جو تشنگی آور بدست

تا بجوشد آب از بالا و پست.

همیشه تشنه لب،دنیال آب نیست،

گاهی ساقی است که پیاله بدست به دنبال تشنه لب،می گردد.

اما تشنگی چیست وتشنه کیست؟

 

اگر کسی احساس تشنگی نکرد گناه ساقی چیست؟

 

اما سراب چیست؟

سراب یعنی نیستی هستی نما.

بیچاره کسی که درپی این هست نماهای دروغین وفریبنده،دنبال آب می گردند.

آب کجا وسراب کجا؟




ادامه مطلب

[ جمعه 97/1/31 ] [ 11:16 عصر ] [ تبریزی ]

یک خاطره قضایی.

یک داستان ویا تجربه.

جوانی را به جرم شرب خمر(  خوردن مشروب)، به نزد قاضی درمحکمه آوردند،

قاضی :درپرونده ات گزارش شده که مشروب خوردی وجواب تست الکلت هم که مثبت اعلام شده است، چه دفاعی دارید

جوان متهم:قبول دارم ولی نادم وپشیمانم،

قاضی :شغلت چیه؟

جوان:دانشجو ی فلان دانشگاه تهران.

قاضی: میدونی که مجازاتت هشتادضربه شلاق حدی است،

وبرایت سابقه وسو پیشینه محسوب میشه

وهرکجا بخواهی بااین استعداد خوب ورتبه عالی که داشتی استخدام بشی،

بااین سابقه برات مشکل سازهست.

جوان:می دانم ولی سابقه ندارم وطلب تخفیف دارم.

قاضی: امروز میخواهم با علم وعدلم با شما برخورد نکنم،میخواهم بافضل ورحمت باشما رفتار کنم،

تورا تبرئه می کنم،نه محکوم.

اشک ازچشمان جوان که تا چند لحظه پیش متهم بود،سرازیر می گردد

وچنین می گوید:اگرمرا مجازات کرده بودی تاثیرش به اندازه برائت وعفو نبود.ومن بین خود وخدایم متعهد می شوم که هیچگاه مشروب نخورم.

قاضی بعداز پایان جلسه وتنها شدن:

خدایا امروز نخواستم دراین جرم حق الهی، بنده ات را محکوم نمایم.تونیز بامن به فضل وعفو رفتارفرما.

پیامبر ص: هرکه شراب بخورد نور ایمان از قلبش خارج گردد.

نهج الفصاحه ص 54.




ادامه مطلب

[ سه شنبه 97/1/28 ] [ 12:40 صبح ] [ تبریزی ]

هیاهو

ازهیاهو بیزارم،

هیاهوی سیاسی، قدرت،مقام،

وفضای مجازی،

دوست دارم بدور از هیاهو وشهرت،درخلوت عاشقانه خویش،به خدمت خلق بپردازم،

گشودن گرهی،

ویا دری بسته به روی ناامیدی،

محرم رازی ویامرهم دلی.

به خدا که در دوعالم، ثمر آن قدر نباشد

که به روی ناامیدی دربسته باز کردن.




ادامه مطلب

[ سه شنبه 97/1/28 ] [ 12:12 صبح ] [ تبریزی ]

رسیده ام به خدایی که اقتباسی نیست

رسیده‌ام به خدایی که اقتباسی نیست

شریعتی که در آن حکم ‌ها قیاسی نیست

 

خدا کسی ست که باید به دیدنش بروی

خدا کسی که از آن سخت می‌هراسی نیست

 

به «عیب پوشی » و « بخشایش» خدا سوگند

خطا نکردن ما غیر ناسپاسی نیست

 

به فکر هیچ کسی جز خودت مباش ای دل

که خودشناسی تو جز خدا شناسی نیست

 

دل از سیاست اهل ریا بکن، خود باش

هوای مملکت عاشقان سیاسی نیست.

فاضل نظری




ادامه مطلب

[ چهارشنبه 97/1/22 ] [ 11:37 عصر ] [ تبریزی ]

یادی ازشهدا

تقدیم برسیداهل قلم.شهیدآوینی.

زمان همه چیزرا به فراموشی می سپارد،چرا که ازدل برود هرآنچه ازدیده برفت،اما شهید به زمان وزمین اعتبارمی بخشد،وشهدا بعدازمرگ مشهورترمی شوند،وهمیشه دریادهازنده ومانا،هستند،چرا که پیام خودرا باخون ،دردل تاریخ نگاشته اند.

وهرپیشرفت ورشدوتعالی که صورت می گیرد مرهون ومدیون خون شهیدهست،وباید اززبان شهدا به همه جامعه (علما،مخترعین،دانشمندان،مسولین و....) چنین گفت:کارهای که شمردی برمن،تونکردی همه را من کرد




ادامه مطلب

[ چهارشنبه 97/1/22 ] [ 11:31 عصر ] [ تبریزی ]

زمین از آمدن برف تازه خشنود هست

هم از سکوت گریزان، هم از صدا بیزار

چنین چرا دلتنگم؟ چنین چرا بیزار

 

زمین از آمدن برف تازه خشنود است 

من از شلوغی بسیار رد پا بیزار

 

قدم زدم! ریه هایم شد از هوا لبریز

قدم زدم! ریه هایم شد از هوا بیزار

 

اگر چه می‌گذریم از کنار هم آرام 

شما ز من متنفر، من از شما بیزار

 

به مسجد آمدم و نا امید برگشتم 

دل از مشاهده‌ی تلخی ریا بیزار

 

صدای قاری و گلدسته‌های پژمرده 

اذان مرده و دل‌های از خدا بیزار

 

به خانه‌ام بروم؟! خانه از سکوت پر است 

سکوت می‌کند از زندگی مرا بیزار

 

تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست!

از این سکوت گریزان، از آن صدا بیزار.




ادامه مطلب

[ چهارشنبه 96/11/11 ] [ 9:48 عصر ] [ تبریزی ]

ای که می پرسی نشان عشق چیست.

 ای‌ که‌ می‌پرسی‌ نشان‌ عشق‌ چیست‌ 

عشق‌ چیزی‌ جز ظهور مهر نیست‌

عشق یعنی مهر بی‌چون و چرا 

عشق یعنی کوشش بی‌ادعا

عشق یعنی عاشق بی‌زحمتی

عشق یعنی بوسه بی‌شهوتی

عشق یعنی دشت گل کاری شده

در کویری چشمه‌ای جاری شده 

یک شقایق در میان دشت خار

باور امکان با یک گل بهار 

عشق یعنی ترش را شیرین کنی

عشق یعنی نیش را نوشین کنی 

عشق یعنی این که انگوری کنی

عشق یعنی این که زنبوری کنی

عشق یعنی مهربانی در عمل

خلق کیفیت به کندوی عسل 

عشق یعنی گل به جای خار باش

پل به جای این همه دیوار باش 

عشق یعنی یک نگاه آشنا

دیدن  افتادگان  زیر  پا 

عشق یعنی تنگ بی ماهی شده

عشق یعنی ، ماهی راهی شده 

عشق یعنی مرغ‌های خوش نفس 

بردن آنها به بیرون از قفس 

عشق یعنی جنگل دور از تبر

دوری سرسبزی از خوف و خطر

عشق یعنی از بدی ها اجتناب

بردن پروانه از لای کتاب

در میان این همه غوغا و شر 

عشق یعنی کاهش رنج بشر 

ای توانا ، ناتوان عشق باش

پهلوانا ، پهلوان عشق باش 

عشق یعنی تشنه‌ای خود نیز اگر

واگذاری آب را بر تشنه تر

عشق یعنی ساقی کوثر شدن 

بی پر و بی پیکر و بی سر شدن 

نیمه شب سرمست از جام سروش

در به در انبان خرما روی دوش

عشق یعنی مشکلی آسان کنی 

دردی از درمانده‌ای درمان کنی

عشق یعنی خویشتن را نان کنی 

مهربانی را چنین ارزان کنی

عشق یعنی نان ده و از دین مپرس       

در مقام بخشش از آیین مپرس

هرکسی او را خدایش جان دهد

آدمی باید که او را نان دهد

عشق یعنی عارف بی خرقه ای 

عشق یعنی بنده ی بی فرقه ای

عشق یعنی آنچنان در نیستی 

تا که معشوقت نداند کیستی 

عشق یعنی جسم روحانی شده

قلب خورشیدی نورانی شده 

عشق یعنی ذهن زیباآفرین 

آسمانی کردن روی زمین

هر که با عشق آشنا شد مست شد

وارد یک راه بی بن بست شد 

هرکجا عشق آید و ساکن شود 

هرچه ناممکن بود ممکن شود 

درجهان هر کارخوب و ماندنی است

رد پای عشق در او دیدنی است

سالک آری عشق رمزی در دل است

شرح و وصف عشق کاری مشکل است 

عشق یعنی شور هستی در کلام

عشق یعنی شعر، مستی؛ والسلام




ادامه مطلب

[ جمعه 96/9/17 ] [ 1:49 صبح ] [ تبریزی ]

نیایش

خدایا

من از آن زمان که شنیده ام: محبوبمان ناشناس درمیان ما می گردد 

و درهمین فضا تنفس می کند ووقتی ظهور کند همگان می گویند که ما پیش ازاین اورا دیده ایم.

به همه سلام می کنم.

شاید که لااقل پاسخی هرچند به ناشناس ازاو بشنوم.

ای خدا تا کی ماناشناس بمانیم واو ناشناخته 




ادامه مطلب

[ جمعه 96/9/17 ] [ 1:13 صبح ] [ تبریزی ]

بلا یا لطف الهی

 

 

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله به خانه یکی از مسلمانان دعوت شدند ؛ وقتی وارد منزل او شدند مرغی را دیدند که در بالای دیوار تخم کرد و تخم مرغ نیفتاد یا افتاد و نشکست . رسول اکرم صلی الله علیه و آله در شگفت شدند .  

صاحب خانه گفت : آیا تعجب فرمودید ؟ قسم به خدایی که تو را به پیامبری برانگیخته است به من هرگز آسیبی نرسیده است .  

رسول اکرم صلی الله علیه و آله برخاستند و از خانه آن مرد رفتند ، گفتند کسی که هرگز مصیبتی نبیند مورد لطف خدا نیست .  

از حضرت صادق (ع ) روایت شده که :  

ان اشد الناس بلاء الانبیاء ، ثم الذین یلونهم ، ثم الامثل فالامثل . ((پرگرفتارترین مردم انبیا هستند ؛ در درجه بعد کسانی که از حیث فضیلت بعد از ایشان قرار دارند و سپس هر کس که با فضیلت تر است . ))

در کتب حدیث ، بابی اختصاص یافته است به شدت ابتلاء امیرالمؤ منین (ع ) و امامان از فرزندان او .  

بلا از برای دوستان خدا لطفی است که سیمای قهر دارد ، آنچنان که نعمتها و عاقبتها برای گمراهان و کسانی که مورد بی مهری پروردگار قرار می گیرند ممکن است عذابهایی باشند اما به صورت نعمت و قهرهایی به قیافه لطف.

برگرفته از کتاب عدل الهی استاد مطهری.




ادامه مطلب

[ جمعه 96/9/10 ] [ 12:41 صبح ] [ تبریزی ]

بی تو پوچم، ای نگاهت زندگی

آمدی ، گل در وجودم زاده شد

برگ برگِ خاطرم ، افتاده شد

کوچ کردی مدتی از بزم عشق
باز قلبت ، راهی این جاده شد

با تبسم ، بوسه ها بر لب زدی
نبض و گرمای تنت سجاده شد

پیش چشمم باز هم ، عاشق شدی
عشق در بطن دلت ، آماده شد

من به خلوتگاه چشمت ، ساکنم
این پیام از من به قلبت ، داده شد

بی تو پوچم ، ای نگاهت زندگی
روز و شب سمت نیازم ، باده شد

ذره ذره ، غرق گشتم در جنون
حالیا ، دیوانگی هم ، ساده شد

گشته زندانی وجودم در قفس
با تو اما ، بال عشق آزاده شد

آفتاب مشرق و مغرب کنون
هر دو با هم ، بر زمین قلاده شد

کورس عشقت تا نهایت می رود
راز دل از عشق تو ، بگشاده شد




ادامه مطلب

[ چهارشنبه 96/9/8 ] [ 12:49 صبح ] [ تبریزی ]